شل سیلور استاین

گم شو..بزن به چاک

ديگه به دردم نمی خوری

پشت پنجره هام نايست

به درهام نکوب

چون سعی داريم تظاهر کنيم

هيچوقت جنگی در کار نبوده

ولی تو هميشه نماد خاطرات بد جنگی!

پس برو...گمشو...بزن به چاک...

شلی

وقتی فهميدی اونی که دوسش داری با يکی ديگه دوسته،

 بيشتر ناراحت ميشی يا بيشتر حسوديت ميشه؟؟؟

                                                                

دیدگاه

دروغ

در زندگی هیچ عیبی آدمی را شرمگین تر از آن نمی سازد که

دیگران دروغ وی را کشف کنند.

(فرانسیس بیکن)

استقامت

هر چه بخواهید به دست خواهید آورد به شرطی که

استقامت را سرمایه خود قرار دهید.

(ژان دولان فونتن)

شهرت

شهرت آب شوری ات که عطش را بیشتر میکند.

(ژان پل سارتر)

دیدگاه

 

جهان مکان خطرناکی است برای زیستن البته نه به خاطر وجود مردمانی شرور و شیطان صفت بلکه به دلیل وجود مردمانی که این چیزها را میبینند اما هیچ عملی علیه آن انجام    نمی دهند.

سال نو مبارک!

 

می بخشید که کامتون رو تلخ می کنم.... خیال کنید دارید یه قهوه تلخ می خورید!!!!

بالاخره سال نو شده...باید بهانه ای برای تبریک داشته باشم...

باید وسط جنگ و کشتار و برای ورود به دنیایی با بدی بیشتر بهتون تبریک بگم.

سال نو مبارک...

 

دیدگاه

 

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید.

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

و هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید.

کاترین پاندر

اين جا برای اين که وارد يه اتاق بشی، بايد درشو به زور باز کنی!

وقتی می يای بيرون ٬بايد درشو محکم ببندی!

اين جا آدما حتی پشت درای بسته نمی تونن همديگرو تحمل کنن.

اين جا آدما از هم فاصله دارن...از هم خيلی دورن...

                                                                              (شل سیلور استاین)

دیدگاه

شاید زندگی آن صحنه ای نباشد که تصورش را می کردی ولی

حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص.

(چارلی چاپلین)

این شعر توسط یه بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره

وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم

، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،

 وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...

 و تو، آدم سفيد،

 وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،

 وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي،

 وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،

 و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟

هوایی از تو...

اگر این پنجره ها باز شود

آسمان آبی به درون می اید و

من از هر ابری تکه ای بر می دارم

پر قو   پر مرغ  پر مرغ دریا

خانه ای خواهم ساخت از

سپیدی

پاکی

سقف آن از مهتاب

پنجره هایش نور

پرده هایش گل یاس

فرشش از مهر

رنگش از شور

همه اسبابش عشق

و هوایی از ( تو )

بهتر بود به جای هزاران کلمه

تنها یک کلمه بود کلمه ای که صلح می آورد

بهتر بود به جای هزاران شعر

تنها یک شعر بود شعری که زیبایی راستین را آشکار  می کرد

بهتر بود به جای هزاران ترانه

تنها یک ترانه بود ترانه ای که شادی می پراکند.

                                                                 (منسوب به بودا)

خیال...

خیال نیلی ات راز سکوتم را برملا میکند

حالا می توانی محبت را آسان از نگاه بارانی ام بچشی و

ببینی که هنوز هم برایم زیبا تر از رویایی.

در پناه تو...

در پناه تو

طولانی ترین اقیانوس های امید را با ذوق عشق طی خواهم کرد و

از ساحل غم برای همیشه فاصله خواهم گرفت

در پناه تو

کویر دلم را آری با اشکهای ذوق سبز خواهم کرد

در پناه تو

به جشن دیدار دوست راهی می شوم

آری در پناه تو

حلقه های انتظار را با لبه ی تیز و برنده ی امید

خواهم گسست.

حمید مصدق

گفتم بهار

خنده زد و گفت :

ای دریغ

دیگر بهار رفته نمی آید

گفتم پرنده

گفت:

این جا پرنده نیست

این جا گلی که باز کند لب به خنده نیست

گفتم درون چشم تو دیگر...؟

گفت:

هرگز نشان ز باده مستی دهنده نیست

این جا به جز سکوت سکوتی  گزنده نیست