هلاکم کن...
هلاکم کن اگر فردا از اینجا بی خبر رفتم
شبیه شاعری تنها به رویا بی خبر رفتم
چه پنهان از تو این شبها دلم بسیار می گیرد
اگر رفتم چو موج از داغ دریا بی خبر رفتم
اگر رفتم بدان داغی درون سینه ام بوده
که با یاد تو بودم لیک تنها بی خبر رفتم
همین امروز را شاید برای دیدنت ماندم
و مثل اشک چشمان تو فردا بی خبر رفتم
هلاکم می کنی یا نه؟دلم قصد سفر دارد
هلاکم کن اگر فردا از اینجا بی خبر رفتم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:37 توسط فاطمه
|